Gallery

Gallery

Event Detail

Home / Event Detail
Loading Events

All Events

چهاردهمين كنفرانس بين المللي مديريت

دی ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۰ ق.ظ - ۵:۰۰ ب.ظ

شبكه ملي موسسات نيكوكاري و خيريه پانل “بررسي راهكارهاي مديريت كار داوطلبانه” را در چهاردهمين كنفرانس بين المللي مديريت با مديريت آقاي دكتر پرويز پيران و با حضور آقايان پدرام سلطاني نائب رئيس اتاق ايران، سهيل معيني مديرعامل انجمن أفق باور و همچنين خانم‌ها فاطمه قاسم زاده رئيس هيات مديره شبكه ياري كودكان کار، ليلا ارشد مدير عامل موسسه زنان سرزمين خورشيد و جمعي از نمایندگان سازمان‌هاي مردم نهاد در مركز همايش‌هاي برج ميلاد برگزار نمود. چهاردهمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت ششم تا هشتم دی ماه در برج میلاد تهران برگزار شد.
محورهای مورد بحث در این پانل :
توسعه ظرفیت سازمان‌های مردم نهاد در مدیریت نیروهای داوطلب
ضرورت تعامل میان سازمان‌های مردم نهاد و فعالان اقتصادی در جهت استفاده بهینه از فرصت‌های کار داوطلبانه
شبکه سازی و نقش آن در توسعه فعالیت‌های داوطلبانه
مروری بر مهمترین مطالب ارائه شده در این پانل :

دکتر پرویز پیران، جامعه شناس و عضو هیئت مدیره علمی آکادمی سوئیس برای توسعه :
” چرا در جوامع امروزی وجود NGO ها امری ضروری است ؟ ”
جوامع بعد ازگذر از مرحله سرمایه‌داری و سرمایه‌داری صنعتی وارد مرحله سرمایه‌گذاری انحصاری می‌شوند و دلیل اصلی روند تغییرات در نظام سرمایه داری ماهیت بحران زای سرمایه داری است. هر نظامی یک منطق درونی دارد، انباشت سرمایه برای سرمایه گذاری مجدد تا بی نهایت منطق درونی نظام سرمایه داری است. این جریان دائمی انباشت و عدم هماهنگی سازوکارهای دیگر جامعه با آن، موجب بحران می‌شود. وقتی نظام بحران زا شود مجبور است برای پیدا کردن سازو کارهای انطباقی با این بحران‌ها الگوهای خود راتغییر دهد. به همین دلیل ما وارد مرحله سرمایه داری کازینویی ( به این دلیل به آن کازینویی می‌گویند که بازار بورس در آن حاکمیت پیدا می‌کند ) شده ایم، که به معنای عریان شدن کامل سرمایه داری است.

اولین دستورالعمل نظام سرمایه داری کازینویی مدل اجماع واشنگتنی است، که بر اساس این مدل دولت‌ها باید کوچک شده و مرزها برداشته ‌شوند. در این حالت کمک‌های اجتماعی، فرهنگی، انسانی کاهش پیدا می‌کند و بعد از مدتی این نظام سرمایه‌داری جامعه را دوقطبی می‌کند که حاصل آن ایجاد طبقه ثروتمندان و در طرف مقابل انبوهی از فقرا است.
آسیب‌های اجتماعی، اسکان غیررسمی و از میان رفتن اخلاق و… موجب بحث تقویت حقوق شهروندی، جامعه مدنی و تشکیل سازمان‌های عقیده محور و مردم‌نهاد شد. یکی از این سازمان‌ها، سازمان‌های خیریه و عام‌المنفعه با سابقه‌ی کهن هستند. این جریان زنده زندگی است که ما باید به این سمت برویم. با توجه به شعار قرن 21 ” حکومتی موفق‌تر است که با حکومت کم‌تر، کارها را به الگوهای مشارکتی واگذار کند “، به همین دلیل امروزه در جوامع مختلف مباحثی مانند دموکراسی مشارکتی و برنامه‌ریزی مشارکتی مطرح شده است. متاسفانه در جامعه ما همواره مشارکت اجتماعی شرایط چندان مطلوبی نداشته و این مسئله‌ای است که صدها دلیل می‌تواند آن را تایید کند و باید بیش از گذشته به آن پرداخت.

دکتر فاطمه قاسم‌زاده، رئیس هیئت مدیره شبکه یاری کودکان کار :
” ضرورت شبکه سازی و نقش نیروهای داوطلب در شبکه‌ها ”
علی رغم تاثیرگذاری مشارکت‌های مردمی تجربه نشان داده است که تا دولت‌ها وظیفه و مسئولیت خود را ندانند و به خوبی ایفای نقش نکنند همچنان بخش عمده‌ای از مشکلات پا برجا خواهند ماند. بنابراین در کشور ما جامعه مدنی باید همواره خواهان این باشد که دولت نقش خود را به درستی ایفا کند.
شبکه و شبکه سازی نماد یک جامعه جدید است، جامعه‌ای که هنوز در کشور ما به طور کامل و دقیق شکل نگرفته است. افزایش شبکه‌ها و پیوند آنان با یکدیگر موجب هم‌افزایی می‌شود، بنابراین وقتی شبکه‌ها تشکیل می‌شوند این مقیاس به صورت تصاعدی افزایش پیدا کرده و موجب هم افزایی هر چه بیشتر میان سازمان های مردم نهاد خواهد شد.
سازمان‌های غیردولتی که در واقع نماد تشکل‌پذیری جامعه مدنی و جامعه اطلاعاتی به معنای دسترسی آزاد هستند، براساس اهداف خود در این حوزه وظایفی را بر عهده دارند، مانند ارائه اطلاعات در حوزه ملی و بین‌المللی که هرچه اطلاعات قوی‌تری داشته باشند بهترعمل می‌کنند. نقش دیگر، برقرای ارتباط بین اعضای سازمان‌هاست که موجب افزایش تجربه و توانمندتر شدن آنها خواهد شد. ایجاد هماهنگی که جامعه ما به شدت به آن نیاز دارد نقش دیگری است که موجب افزایش کار گروهی و مشارکت می‌شود.
کیمیت و کیفیت را می‌توان با یکدیگر همراه کرد و در راستای هم‌افزایی شبکه‌ها با اتکا به قدرت، مطالبه‌گری موثرتر خواهد بود و دولت ناگزیر از پاسخگویی است. پایه‌ی شبکه‌ها، سازمان‌های غیردولتی هستند که باید قوی باشند اما این‌ها به تنهایی نمی‌توانند به گروه مخاطب دست یابند مگر از طریق همکاری شبکه‌ها.

در کشور ما خوشبختانه شکل گیری شبکه‌ها روندی رو به رشد دارد، شبکه ملی موسسات نیکوکاری و خیریه، جامعه سازمان‌های مدنی، جامعه یاری کودکان کار، شبکه محیط زیست و شبکه میراث فرهنگی از جمله این شبکه‌ها هستند. باید به این نکته توجه کنیم که رقابت در شبکه‌ها وجود ندارد همه شبکه‌ها باید به دنبال تأسیس پایه‌های شبکه -که مؤسسات غیردولتی هستند- باشند و این شبکه‌ها نیز باید به یکدیگر پیوند بخورند و این مهم از طریق مشارکت با همه‌ی شبکه‌ها و سازمان‌های غیردولتی حاصل خواهد شد. بنابراین در کنار نیاز به تشکیل سازمان‌های غیردولتی به توسعه شبکه‌ها هم نیازمندیم و در این راستا می‌توانیم با اطلاع‌رسانی صحیح از نیروهای داوطلب هم استفاده کنیم. طبق آمار منتشر شده توسط مرکز آمار ایران، هر ایرانی در روز کمتر از 3 دقیقه کار داوطلبانه انجام می‌دهد، بنابراین باید ظرفیت و پتانسیل کار داوطلبی را بالا ببریم تا بتوانیم شبکه‌ها و سازمان‌های غیردولتی را گسترش دهیم.
لیلا ارشد، مدیرعامل موسسه زنان سرزمین خورشید:
” دشواری فعالیت‌های داوطلبانه در حوزه آسیب های اجتماعی زنان ”
فعالیت در حوزه زنان آسیب‌دیده به دلیل این‌که دست نخورده و بکر است، کار دشواری است و نگاه مردم در ایران مسئله مهم و چالش برانگیزی است و این بزرگترین مشکل ماست. نهادهای مدنی گروه‌هایی از کنشگران هستند که دغدغه‌های مسائل اجتماعی دارند، متخصص و درد آشنا هستند و با انتخاب و علاقه شخصی به‌فعالیت تمایل دارند. اما زمانی که این حوزه، ویژه می‌شود همچون زنان آسیب دیده، بیماران ایدز و بیمارانی که اختلال هویت جنسی دارند، برچسب می‌خورند، کار دشوارتر می‌شود و انگ زنی صورت می‌گیرد. از آنجایی‌که مراجعان ما با تمام مشکلاتشان، بسیار شکننده هستند، داوطلبان باید به دقت انتخاب شوند. اگر داوطلبان تحصیلات معمول و تجربیات کم داشته باشند خودشان ممکن است دچار یأس و افسردگی شوند.
در حوزه زنان موانعی وجود دارد که باید به آنها پرداخت، فعالیت داوطلبانه در حوزه زنان و آسیب‌های زنان بار سنگین‌تری دارد که کار را برای ما دشوار می‌کند. در خیلی از مواقع شاهد هستیم که خانواده‌ها مانع فعالیت فرزندان خود در حوزه‌های مربوط به زنان می‌شوند. ما باید سعی کنیم از هر داوطلبی به نسبت مهارت‌ها و تخصص‌هایش استفاد کنیم و در انتخاب آنها دقت داشته باشیم.
یکی دیگر از مشکلات در این حوزه پایین بودن سطح حمایت‌های اقتصادی است، متاسفانه افرادی که نگرش‌های سنتی و مذهبی دارند معمولا وارد این حوزه‌ها نمی‌شوند و افراد کمی هستند که دغدغه سلامت اجتماعی را دارند. از طرفی مسئله زنان و آسیب‌های مربوط به آنها معمولا توسط مسئولین نادیده گرفته می‌شوند و جایی در برنامه‌ریزی‌های دولت ندارند و این موارد کار را بسیار دشوار کرده‌اند.

سهیل معینی، مدیر عامل انجمن افق باور :
” چالش‌ها و راهکارهای سازمان‌های مردم نهاد، با تاکید بر جذب و حفظ نیروهای داوطلب ”
مدیریت نیروهای داوطلب در سازمان‌های مردم نهاد همیشه به عنوان یک چالش وجود داشته است، که می‌توان آن را به دو بخش عمده تقسیم بندی کرد. دسته اول چالش‌های مربوط به جذب نیروهای داوطلب هستند و دسته دوم چالش‌های مربوط به نگهداشت این نیروها. قبل از هر چیز باید به این سوال پاسخ داد که مولفه اصلی سازمان‌های غیردولتی چیست و چرا سازمان‌های غیردولتی اساسا به نیروی داوطلب نیاز دارند؟
غیردولتی بودن اولین ویژگی سازمان‌های مردم نهاد است، ویژگی دوم که سازمان‌های غیردولتی را از هم متمایز می‌کند غیرانتفاعی بودن است. این ویژگی سبب جذب نیروهای داوطلب می‌شود، چرا که نیروی داوطلب نیرویی است که می‌خواهد خدماتی ارائه کند اما در ازای آن خدمت به دنبال کسب منافع مشخص مادی نیست، اگر هم پاداشی دریافت کند پاداشی معنوی است.
بهره‌گیری از نیروهای داوطلب برای سازمان‌های غیردولتی مزایایی دارد که باید به آن اشاره کرد. اول از همه نقش اهرمی نیروهای داوطلب است، در واقع با پیوستن نیروهای داوطلب سازمان‌ها می‌توانند دامنه اثرگذاری خود را گسترش دهند و نیروهای داوطلب می‌توانند موجب اثرگذاری سازمان‌های غیردولتی شوند. نقش دیگر آنها کاهش هزینه‌ها است، استفاده از نیروهای داوطلب به سازمان‌های غیردولتی اجازه می‌دهد که پروژه‌های بزرگ و خدمات گسترده‌ای را با هزینه‌های کم به لحاظ منابع انسانی انجام دهند. یکی دیگر از نقش‌های داوطلبان استفاده از ظرفیت‌های مردمی است، ظرفیت‌هایی که به جز در قالب داوطلبی امکان حضور در مشارکت‌های اجتماعی را ندارند.
معرفی شفاف و گسترده اهداف، آرمان و فلسفه وجودی سازمان و استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای جذب نیروهای داوطلب، از جمله اقدامات ضروری در مدیریت صحیح نیروهای داوطلب هستند. سازمان باید متناسب با اهداف خود نیروی داوطلب جذب کند که این هم در جذب و هم درحفظ اثر می‌گذارد. از آنجایی‌که نیروی داوطلب به دنبال جذب منافع مادی نیست فرد باید احساس کند بخشی از سازمان است و از نظر روانی حس کند که اثر بخش بوده است. حفظ نیروهای داوطلب چالش دیگری است و باید روابط بین دو گروه نیروی موظف و نیروی داوطلب مشخص شود، داوطلبان عمدتاً دائم نیستند و مکانیسمی باید جهت سازماندهی صورت بگیرد و آموزش نیروهای داوطلب یکی از مسائل مهمی است که باید متناسب با اهداف سازمان صورت گیرد.

دکتر پدرام سلطانی، نائب رئیس اول اتاق بازرگانی ایران :
” برقراری مدیریت حرفه‌ای در سازمان‌های مردم‌نهاد ”
ما در کشور فقر مدیریت داریم و آموزش‌های مدیریت را جدی نگرفته‌ایم. این موضوع در سال‌های گذشته کمی در بخش خصوصی بهبود یافته است اما این فقر در اداره و مدیرت سازمان‌های غیردولتی شاید بیشتر هم باشد. متاسفانه در سازمان‌های غیردولتی به‌صورت حرفه‌ای تربیت نیرو نکرده‌ایم و تجربی این موضوع را فرا گرفته‌ایم. درحالی‌که در کشورهای موفق و پیشرو در این زمینه، مدیریت سازمان‌های غیر دولتی رشته‌ای تخصصی است و مدیریت نیروهای داوطلب و حتی انجام کار داوطلبانه هم آموزش داده می‌شود.
یکی از مشکلات موجود این است که همه کارکنان سازمان‌های غیردولتی با عشق و علاقه وارد این فضا می‌شوند و کسب تجربه می‌کنند. شکل مدیریت در سازمان‌های مردم‌نهاد غیردولتی بیشتر شبیه نسل قبلی ما در بخش خصوصی است که از شاگرد حجره بودن شروع می‌کردند و بعد از مدتی حجره خود را تأسیس می‌کردند، در سازمان‌های غیردولتی هم افراد وارد می‌شوند، کار را یاد می‌گیرند و با خلاقیت‌هایشان کار را توسعه می‌دهند. به دلیل همین فقر مدیریت حرفه‌ای، سازمان‌های غیردولتی بزرگ در کشور نداریم و شاید به تعداد انگشتان یک دست چنین سازمان‌هایی داشته باشیم. در بخش‌خصوصی هم بنگاه‌های بزرگ در مقایسه با دنیا کم است. نقش بخش‌خصوصی این است که وضعیت سازمان‌های غیردولتی را با بنگاه‌های بخش خصوصی مقایسه کرده و به پرکردن شکاف موجود در سازمان‌های غیر دولتی کمک کند. تامین مالی، مدیریت، منابع انسانی، عملیات و فناوری پنج‌پایه یک کسب‌وکار هستند که در سازمان‌های غیردولتی هم همین‌گونه است و اگر در این پنج مورد مشکلی داشته باشند، نمی‌توانند به فعالیتشان ادامه دهند.
ما در بخش خصوصی در شناخت امروزی مفهوم مسئولیت اجتماعی مشکل‌داریم؛ مسئولیت اجتماعی فقط ساخت مدرسه و درمانگاه و مسجد نیست بلکه این مفهوم بسیار گسترده‌تر است. تاکنون سه نسل از اتاق‌های بازرگانی در تاریخ 400 ساله این اتاق‌ها وجود داشته‌اند. نسل اول دولت‌محور بوده‌اند و با دولت کار داشته‌اند، نسل دوم عضو محور و بیشتر به دنبال ارائه خدمات به اعضا بوده‌اند و نسل سوم، جامعه‌محور که این نسل از اتاق‌ها، در پیوند با مسائل و مشکلات جامعه، به مفاهیم مسئولیت اجتماعی هم توجه کرده و سعی می‌‌کنند کسب‌وکار خود را به اجزای جامعه پیوند بزنند. نسل جامعه‌محور، فعالیت اقتصادی را برای بهره دادن به جامعه و دادن برون‌دادهای مثبت و جبران کردن برون‌دادهای منفی به جامعه انجام ‌می‌دهند.
در کمتر از دو سال گذشته اتاق ایران پویشی را برای ترویج عدالت آموزشی راه‌اندازی کرده‌ و نتایج خوبی هم گرفته‌ و سعی دارد شبکه‌سازی بخش خصوصی را در حوزه محیط‌زیست و کار داوطلبانه هم آغاز کند. اگر کار داوطلبانه را به صورت فردی تعریف کنیم شاید نتیجه مطلوبی نگیریم اما اگر بنگاه‌ها کمک کرده و یک بنگاه با همه کارکنان خود در این روز کار داوطلبانه بکند، تأثیرگذاری زیادی برای تقویت و توسعه کار داوطلبانه دارد. یکی از مشکلات کشور ما این است که خود اظهاری آماری نداریم. از طرفی نظام آماری مطلوبی هم نداریم که این دو مورد منجر به این می‌شود که همه آمارها قابل‌اعتماد نباشند.
پیشنهاد می‌کنم سال آینده مدیریت حرفه‌ای سازمان‌های غیردولتی، موضوع محوری این کنفرانس باشد و در آنجا بحث‌های مدیریتی مطرح شود. چراکه مسایل فنی و جزیی سازمان‌های غیر دولتی را هر جایی می‌توان مطرح کرد اما جای موضوع‌های مدیریتی و تحلیل آنها در چنین مجامعی است.

Detail